ولی باز هم، این مفهوم با الگوی کلان گردشگری انبوه، به طور کامل قابل انطباق نیست و همواره می‌توان دگرسانی‌هایی را در مناطق گردشگرپذیر مشاهده نمود رویداد و بررسی این‌گونه دگرسان‌ها درستی کامل این الگو را بر هم می‌زند و روشن می‌سازد که کارکردهای مناطق و مقاصد گردشگری به گونه 100% قابل پیش‌بینی نیستند.
در کنار همه اقدامات و فعالیت‌هایی که در مقیاس‌های خرد و کلان برای جان‌بخشی و توان‌بخشی دوباره و ادامه پویایی آن مناطق انجام می‌گیرد، چرایی دیگری نیز در میان است و نقش خود را ایفا می‌کند. دلیل دیگری که باید آن را جدی و برجسته قلمداد کرد آن است که تقریباً هر جنبه جامعه انسانی در گیرودار یک بازاندیشی ریشه‌ای‌ست و همواره در حال آزمایش، پرسش‌گری و ارزش‌یابی مفروضات و باورهای ژرف خود است و این فرآیند به ویژه در سده گذشته مایه‌ی پیشرفت آدمی در زمینه‌های گوناگون گشته و اقتصاد او را در قرن اخیر دگرگونی و پایداری بخشیده‌است.


از این‌رو گردشگری به عنوان یک سامانه انسان‌محور و یکی از پدیده‌هایی که در جامعه انسانی کارکرد دارد، و به جامعه انسانی و اقتصاد آن وابسته‌است، به گونه‌ای گسترده دست‌خوش دامنه و عمق این بازنگری‌ها و پویایی‌ها قرار‌می‌گیرد.

 

 


دلایل این تأثیرپذیری‌ها را می‌توان از سه دید مورد بررسی قرار داد:


1- بازیگران و ایفاکنندگان نقش در سامانه‌انسانی، همواره در حال تغییر و دگرگونی ارزش‌های خویش می‌باشند، که این انتقال ارزش‌ها در راستای رشد بیشتر اشخاص و در پاسخ به تغییر مفاهیم جهان‌شناختی و جهان‌بینی آنان است.
اکنون ما در جهانی زندگی می‌کنیم که جهان‌بینی همه جهانیان آن، در حال تغییر و دگرگونی‌ست که این دگرگونی‌ها تأثیرات مستقیمی بر پدیده‌ها و صنایعی که ارتباط بدون واسطه با جامعه و زندگی شخصی آدمی دارند، می‌گذارد.


2- مدل کارکرد صنعت گردشگری گذشته که تاکنون بستر رشد و ترویج گردشگری را فراهم نموده بود، اکنون کارایی خویش را از دست داده‌است و برای دست‌اندرکاران این صنعت نرخ بازده و سود خالص کمتری را فراهم می‌آورد.


3- فشارهای بیرون از سامانه که بر سامانه وارد می‌شود، که افزایش جمعیت جهانی، تغییرات آب و هوا، کمبود منابع، جغرافیای سیاسی و اقتصادی و همچنین بازی قدرت میان کشورها و مناطق مختلف جهان، را می‌توان از آن دست شمرد، گردشگری را وادار می‌سازند تا هزینه‌های این تغییرات را پرداخت نماید و خدماتی که پیش از آن رایگان و یا با هزینه کم‌تری در دسترس بوده‌اند، دیگر چنین نباشند.


به گونه‌ای که آمیخته افزایش هزینه‌ها و نوسان‌های تقاضا، انعطاف‌پذیری کسب‌وکارها و شرکت‌ها را کاهش داده و شرکت‌هایی که چنین عادت کرده‌بودند که تنها با کاهش هزینه سفر، تقاضای مشتریان خویش را افزایش دهند، با دشواری و تنگ‌نا روبه‌رو گردند. همچنین این تغییرات الگوی رفتار و رویکرد مشتریانی را که به سبب توان بالای انعطاف‌پذیری پیشین شرکت‌ها، هزینه‌های واقعی سفر را پرداخت نمی‌کردند را دست‌خوش تغییر نموده است.


گردشگری انبوه جهانی که بر پایه یک جهان‌بینی منطقی و حساب‌گرانه و متریالیستی ریخت گرفته است، اکنون در سراشیبی ارزش‌های خود قرار گرفته دارد، و به شدت نیازمند جایگزینی است که منطبق با تغییرات پدیدآمده در جهان‌بینی(های) کنونی باشد.


با کمی باریک‌بینی می‌توان دریافت که مدل صنعتی‌ای که گردشگری تا به امروز بر آن پایه‌ریزی شده‌بود، در حال فروپاشی‌ست. این مدل، با این‌که همواره در حال پیشرفت و گسترش است، نرخ سود و نرخ بازگشت سهم سرمایه‌گذاران را آن‌گونه که باید تأمین نمی‌کند و برای جبران این کاستی، خود را تنها نیازمند افزایش و رشد حجمی می‌داند.
به بیانی دیگر، برای بقای نسل آدمی و رفاه او، سبز کردن چهره زمین و به‌سازی صنایع برای حفظ محیط‌زیست به تنهایی کافی نیست، بلکه آن‌چه چرخ زندگی مردمان را می‌چرخاند، اقتصاد، نیز نیازمند به‌سازی و سبز شدن است، و این به‌سازی‌ها و سبز شدن‌ها نیازمند الگوهای نوین ارزشی و رویکردهای تازه و غیرسطحی است. و پرواضح است که گردشگری، به عنوان یک فعالیت شگرف اقتصادی از این فرآیند مستثنا نیست.


اکنون کمی دشوار و زودهنگام است تا چگونگی کارکرد مدلی که اکنون صنعت گردشگری جهان را پیش می‌راند گمانه‌زنی نماییم و یا این‌که تعیین کنیم چه عمل‌کردی خواهد داشت و به کجا خواهد رفت، ولی آن‌چه را که می‌توان به روشنی مورد بررسی و سنجش قرار داد، تفاوت‌های مدل پیشین و مدل کنونی و در حال جریان کارکرد صنعت گردشگری جهان است.
اکنون برای روشن‌تر شدن موضوع کمی به ارزیابی و سنجش دو مدل پیشین و نوین صنعت گردشگری می‌پردازیم:


· در مدل پیشین، نقطه آغاز، محصول(یک هدف خاص، یک تفریح و مانند آن...) بود، چیزی که براساس دستورکارهای تولید و تهیه، بسته‌بندی و قیمت‌گذاری می‌شد، ولی در مدل نوین، نقطه آغاز، یک منطقه است، که به عنوان یک کیفیت منحصر به فرد و کم‌یاب شناخته می‌شود، و همه چیز با محوریت منطقه مورد نظر، طراحی و برنامه‌ریزی می‌گردد.


· همان‌گونه که می‌دانید، هنگامی که تولیدات تبدیل به کالا می‌شوند این کالاها با افزایش همانندی‌هایی که با یک‌دیگر پیدا می‌کنند، ارزش خود را کم‌کم از دست می‌دهند، ولی در واقع اگر مناطق گردشگری را یک کالا فرض کنیم، رفتار این کالاها با محصولات پیشنین همگون نیست، به گونه‌ای که مقاصد گردشگری، از برای جغرافیا، تاریخ و فرهنگ ویژه خود، ارزش بیشتری را می‌یابند(یا ارزش خود را به شیوه‌ای پایدار حفظ می‌کنند) و این ویژگی‌ها هسته محرک‌ها و انگیزه‌ها برای جذب گردشگر به آن مناطق به شمار می‌آیند.


· در مدل پیشین، میهمان و میزبان، رابطه‌ای خشن با یک‌دیگر دارا بودند، مدلی که در آن رویکرد «من برنده، تو بازنده» وجود داشت، به گونه‌ای که هر یک از طرفین در آن به قیمت شکست دیگری، پیروزی و موفقیت را می‌جوییدند، ولی در مدل نوین، رابطه‌ای ساختاری پیش روی معاملات و تبادلات قرار دارد و میهمان و میزبان، با همکاری یک‌دیگر، در آفرینش تجارب، معانی، ارزش‌ها و منافع، شریک می‌شوند، و در واقع می‌توان نزدیک‌شدن ارزش‌ها و مفاهیم را در مدل نوین بسیار بیشتر از مدل پیشین مشاهده نمود.


· از تفاوت‌های دیگر این دو مدل این است که در مدل قدیمی، میزبان فقط تولیدکننده‌ای بود که با تمرکز و تأکید بر ویژگی‌های محصول خود، بازار هدف را وادار به خرید می‌کرد، ولی در مدل نوین، میزبان تجارب ویژه و منحصر به فرد از مقصد را که می‌توانند از سوی میهمانان مورد «درک» واقع شوند و برای آنان هیجانی را ایجاد نمایند، گرد هم می‌آورد و ارائه می‌نماید. در واقع، میهمانان جذب میزبانان می‌گردند به دلایلی چون شخصیت میزبان، کیفیت ذهنی، نظام ارزش‌ها، نظام اهداف، کمک به جامعه، صداقت، اصالت و ویژگی‌های رفتاری، که این شاخص‌ها گاه نقش فراتر و مهم‌تری را نسبت به آثار فیزیکی و باستانی مقصد ایفا می‌کنند.


· در مدل قدیمی، تولیدکنندگان محصولات خود را با تمام توان به وسیله روش‌ها و تکنیک‌های تبلیغاتی در مقابل خریداران بالقوه قرار می‌دادند و زمانی که این کارکرد با شکست روبه‌رو می‌گشت قیمت‌های خود را کاهش می‌دادند، روش برش قیمت برای حفظ حاشیه سود، تجربه سفر و میزان رضایت میهمان را کم‌ارزش‌تر جلوه می‌داد در حالی که سفر ارزان قیمت را نیز از حقوق مسلم مسافر می‌دانست، ولی رویکردی که در مدل نوین وجود دارد این است که، تولیدکنندگان تمرکز خویش را بر پاسداری، نوسازی و ابراز عنصرها و ویژگی‌های مقاصد قرار می‌دهند تا آن را یک مقصد منحصر به فرد، جذاب و ارزشمند برای هزینه کردن سازند. میزبانانی که توانایی برقراری ارتباط بالایی دارند و می‌توانند «سیگنال» نیرومندی از ارزش‌های خود، مفهوم منحصر به فرد منطقه خود و ساختار فرهنگی آن ، را انتشار دهند، مشتریانی که در «تراز ارزش‌های یکسانی» با آنان قرار دارند، جذب خود می‌نمایند.


· در مدل پیشین، تولیدکنندگان بر این باور بودند که اولویت ایشان افزایش سود سهام‌داران بود، در حالی که در مدل نوین، تولیدکنندگان به این مفهوم دست پیدا کرده‌اند که سود نتیجه‌ای‌ست که زمانی به دست می‌آید که سازمان، هدفی والاتر را دنبال نماید و در راستای منافع تمام ذینفعان، یعنی میهمانان، کارمندان، تأمین‌کنندگان و جامعه میزبان، به فعالیت بپردازد.


· در مدل پیشین، کارآفرینان حوزه گردشگری دنباله‌رو و تابعان الگوها و ارزش‌هایی بودند که در ساخت و تولید، پدید آمده‌بودند، در حالی که در مدل نوین، آن‌ها سربازانی فعال و خودجوش‌اند که کارشان دگرگونی و تغییر است و همواره پیشتازان و نوآوران جامعه گردشگری هستند.


البته نیاز به یادآوری است که مدل و الگوی امروزی نیز، دست‌خوش تغییرات در شیوه کارکرد و رویکردهای خود است.
دانش و فرهنگ گردشگری در جهان، در حال پیشرفت است و به طبع تغییر و دگرگونی مدام ساختارها، سامانه‌ها و رویکردهای آن، این صنعت را مدام با دیگر پدیده‌های انسانی و پیشرفت‌های جوانب گوناگون زندگی او، هماهنگ می‌سازد، و این در حالی است که ما هنوز نتوانسته‌ایم یک ساختار و سیستمی کارا را، برای گردشگری کشورمان ارائه و پیاده‌سازی نماییم.
با وجود تمام کاستی‌ها، از جمله مناسب نبودن کمی و کیفی زیرساخت‌ها، و نبود فرهنگ و دانش گردشگری در کشور، ایران به سبب پتانسیل‌ها و ظرفیت‌های تاریخی، فرهنگی و طبیعی خود، می‌تواند حداقل‌ترین پیش‌نیازها را برای آغاز برنامه‌ریزی و تدوین سیستمی مناسب با شرایط کنونی داشته باشد، و باید این نکته را در نظر گیریم که آن‌چه بیش از هرچیزی مهم است، آغازگری‌ست. به‌راستی آغازگری حتا در مقیاسی کوچک نیز می‌تواند برای صنعت گردشگری کشور آموزنده باشد، و در گام‌های آغازین، باید رویکردها و الگوی نوین گردشگری لحاظ گردند و نه مدل‌ها و الگوهای پیشین که اکنون در عرصه جهانی در حال فروپاشی‌ست.
آن‌چه در این مطلب بدان اشاره شد، همه در قالب خدماتی تخصصی، با رویکردی کاملاً کارشناسانه، نوآورانه و مولد دانش، و با تکیه بر فرهنگ و توانمندی‌های ملی، در پایگاه خدمات تخصصی گردشگری ایران، دکتر توریسم، قابل ارائه می‌باشند، و این پایگاه در زمینه‌هایی که در این نوشته مورد بحث قرار گرفت، پیشنهادات و طرح‌هایی را داراست که آماده ارائه به دولت‌مردان و دست‌اندرکاران گردشگری کشور می‌باشد.

اطلاعات نویسنده
Mehran Sarfallah
درباره نویسنده:
مؤسس و مدیریت دکتر توریسم؛ بنیان‌گذار خدمات مدیریت گردشگری در ایران. او کارشناس بازاریابی و استراتژیست دیجیتال نیز می‌باشد.